خلاصه:


نفس هایم به شماره افتاده اند ...

هر کس که حکم نفسم را داشت خدا گرفت ...

بودنم میان این همه نابودی بی معناست ...

من همیشه بوده ام ...

بگذار برای یک بار هم که شده طعم نبودنم را بچشی ...

بعد این زمستان بهاری در کار نیست ...

فصل بعد ...

"بی من" است.